توصیههایی برای ازدواج موفق (4)

بسیاری از بگومگوها و مشاجرات خانوادگی ناشی از درست صحبت نکردن و عدم توانایی در رساندن مفهوم و منظور افراد است.
در این مقاله به بررسی 6 قانون ارتباطی و در مقاله ی بعد به 6 قانون دیگر اشاره خواهیم کرد :
برای کاستن از این مشاجرات متخصصین آموزشهای مهارتهای ارتباطی، تدابیری برای برقراری ارتباط مناسب تدوین کردهاند که به خلاصهای از آنها اشاره میکنیم:
قانون ارتباطی 1:
به جای «تو و شما» جملات خود را با من شروع کنید.
قانون ارتباطی 2:
تا جایی که امکان دارد از کلمات «همیشه و هرگز» استفاده نکنید. مثل اینکه میگویید: «هیچوقت دست به سیاه و سفید نمیزنی» واژههای «هرگز و همیشه» بیش از اندازه قدرتمند هستند و بیآنکه لازم باشد طرف مقابل را خشمگین میسازند، از این گذشته بسیار ضعیف هستند، زیرا به راحتی میتوان در مقام تکذیب آن حرف زد، البته مردم وقتی از این کلمات استفاده میکنند، میخواهند بگویند از این موضوع به شدت ناراحت هستند و بیشتر قصد تاکید دارند و میخواهند مطمئن شوند که طرف مقابلشان متوجه موضوع شده است. ولی نمیدانند کسی که فقط دو سه بار اشتباهی را مرتکب شده است چقدر از این موضوع ناراحت میشود.
قانون ارتباطی 3:
رشته کلام همسرتان را پاره نکنید. در هنگام صحبت کردن بگذارید همسرتان حرفش را کاملا بزند. زمانیکه صحبتش را قطع میکنید وی را عصبانی میکنید و به او این احساس را میدهید که کسی به حرف شما گوش نمیکند و برای آن ارزشی قائل نیست. از آنجائیکه اجازه ندادهاید جملهاش تمام شود، ممکن است نتیجهگیری شتاب زده و غیر واقعی بکنید.
ممکن است هر چقدر تلاش کنید نتوانید این رفتار خود را کنترل نمائید در این شرایط بهتر است بگویید «نوبت صحبت به من هم بده زیرا به نظر میرسد حرفهای غیر منصفانه میزنی ولی خواب ادامه بده» و یا اینکه بگویید :«میدانم نباید صحبت را قطع کنم ولی میخواهم بدانی غیر منصفانه قضاوت میکنی» در این شرایط گوینده به اندازه ی کافی اعتراض خود را بیان میکند و احساس خود را نیز مطرح میسازد و در موقعیتی قرار میگیرد که بتواند پایان سخن همسرش را بشنود. در عین حال اعتراض به اندازه ی کافی کوتاه است و طرف مقابل را عصبانی نمیکند و میتواند به حرف زدن ادامه دهد.
قانون ارتباطی 4:
حرف همسرتان را به زبان خود خلاصه کنید «دانیل بیوایل»، یکی از متخصصین مهارتهای ارتباطی میگوید وقتی همسرتان سعی دارد احساسش را با شما در میان بگذارد سعی کنید سخن او را با عبارات خود خلاصه کنید تا بدانید منظور او را فهمیدهاید و بعد از او سوال کنید آیا درست میگویم. در این شرایط هر دو به حرفهای یکدیگر گوش فرا میدهند.
قانون خلاصه کردن مبتنی بر یک فراست مهم است و تلاشی است تا طرفین ازدواج وقتی حرفهای یکدیگر را خلاصه نمیکنند آن را بفهمند. سعی کنیم از این قانون سود ببریم و بپذیریم که گوش دادن به حرفهای همسر از اهمیت ویژهای برخوردار است.
قانون ارتباطی 5:
از ذهن خوانی پرهیز کنید. ذهن خوانی یکی از خطاهای ارتباطی است، یعنی شما برداشتهای خود را به دیگران نسبت میدهید، تصور میکنید مردم چگونه فکر میکنند، چه احساسی دارند و چه میخواهند بکنند. ذهن خوانی میتواند کاملا تحریک کننده و خشم برانگیز باشد عباراتی از قبیل:
«تو میخواستی مرا مجازات کنی»
«تو دوستان مرا نمیپسندی»
«تو از مسئولیت فرار میکنی»
میخواستی کاری بکنی که من احساس گناه بکنم»
عباراتی از این قبیل میتواند مانع گفتگوی منطقی شود. اشخاص دوست ندارند که دیگران درباره ی احساسات و علائق آنها به حدس و گمان متوسل شوند، به خصوص حدس اشتباه آنها را به شدت ناراحت میکند و این اتفاقی است که اغلب روی میدهد. ذهن خوانی ممکن است یک بیان ناقص باشد که از آن برای پی بردن به همه ی مطالب استفاده کنید. توجه داشته باشید که گاه «ذهن خوانی» مبین ترس شماست که به شکل اظهارنظر درباره ی احساسات و انگیزههای دیگران متجلی میشود.
در مقاله ی بعد به 6 قانون ارتباطی دیگر از " فنون برقراری ارتباط صحیح (ارتباطات کلامی) " اشاره خواهیم کرد .
ادامه دارد ...
منبع : برگرفته از کتاب " روان شناسی ازدواج – نویسنده : زهره رئیسی – با تغییر و تلخیص
توصیههایی برای ازدواج موفق (3)

ابراز احساسات و توجه به نیازها
انسان در زندگی مشترک ، به دو مهارت ابراز احساسات و توجه به نیازها احتیاج دارد. ابراز احساسات به این معنی که ابتدا احساسات خود را شناسایی و بعد آنها را بیان کنید و ترسیم نیازها به این مفهوم که طرز تقاضا برای خواسته ی خود را برنامهریزی کنید. به گونهای که بتوانید بیآنکه رفتاری انفعالی یا پرخاشگرانه داشته باشید، ابزار وجود کنید و قاطعیت به خرج دهید.
اگر در هر یک از این مهارتها ضعیف باشید مناسبات شما با همسرتان آسیب میبیند. اگر فاقد هر دو مهارت باشید روابط شما محکوم به شکست است.
شرط اول برای ابراز احساسات این است که احساسات خود را کاملا بشناسید و از کلمات مناسب برای ابراز احساسات خود استفاده کنید . سعی کنید احساسات خود را یادداشت کنید. تمرین زیر به شما کمک میکند احساسات لحظه به لحظه ی خود را تجربه کنید، نگوئید خودم هم نمیدانم چرا چنین میکنم و چرا چنین رفتاری دارم؟ تمرین زیر به شما کمک میکند احساسات لحظه به لحظه خود را تجربه کنید.
تاریخ موقعیت احساس
10/3 احمد گلهای باغچه را خراب کرد. خشمگینواندوهگین
10/5 احمد برایم شاخه گلی آورد تا عذرخواهی کرده باشد. مهر- توجه
10/6 میخواستم خونه مامانم برم اما دیدم احمد حاضر نیست با من بیاید. عصبی،دلگیر،ناراحت
10/9 توضیح میدم چرا احمد با من نیامد. احساس خجالت
قدم اول در ابراز احساسات انتظار کلمهای است که احساس شما را به بهترین شکل نشان میدهد، افسرده، خشمگین، دلگیر، عصبانی، مشوش، نگران و نظایر آن.
شما میتوانید با رعایت اصول زیر احساساتتان را به بهترین شکل به همسرتان انتقال دهید و به آنگونهای که پذیرای شما باشند، مطرح کنید.
1- در عبارات به جای اینکه از فاعل تو استفاده کنید بهتر است فاعل «من» را به کار ببرید. توجه داشته باشید که جملات با فاعل «تو» بسیار سرزنش آمیز هستند.
«تو مرا عصبانی میکنی»
«تو آدم بی تعهدی هستی و جز خودت به کسی فکر نمیکنی»
«تو داری اعصابم را مختل میکنی»
وقتی از فاعل من استفاده میکند ، مسئولیت احساساتتان را میپذیرید و احتمال اینکه همسرتان به حرف شما بها بدهد، بیشتر میشود. و لذا بهتر است بگویید:
«من عصبانی هستم»
«دیشب وقتی دیر آمدی، ناراحت شدم»
«اعصابم مختل شده است»
توجه داشته باشید ممکن است جملهای را با فاعل «من» شروع کنید، اما جمله اصلی متوجه «تو» باشد. مانند :
«احساس میکنم تو یک روانی هستی»
«من از مخارج بیتناسب تو عصبانی هستم»
2- صادق باشید. سعی کنید در بیان احساسات خود تا حد امکان برخورد صادقانه داشته باشید، حقیقت را بگویید، مبالغه نکنید.
3- همخوانی داشته باشید. مهم است که زبان و لحن صدای شما با کلامتان همخوانی داشته باشد، اگر در حالیکه تبسم میکنید از اندوه خود حرف بزنید، مسلما پیام شما به طور صحیح مخابره نخواهد شد.
توجه به خواستهها
این حق شماست که خواستههایتان را با همسرتان در میان بگذارید در واقع در قبال خود و در قبال همسرتان مسئول هستید که نیازهایتان را بشناسید، شما متخصص خودتان هستید.
هیچکس و حتی همسرتان نمیتواند ذهن شما را بخواند، و از خواستههایتان آگاه شود. ممکن است شخص از شما بخواهد کاری را برایش انجام دهید، شما نیز میپذیرید ولی دائم در خودتان شکایت میکنید. آیا نمیدانند من چقدر گرفتارم؟ آیا نمیخواهند وضعیت و مشکلات مرا درک کنند؟ باید بگوییم این شما هستید که باید خواستهها، مشکلات و نیازهایتان را مطرح نمایید، دیگران قادر به اندیشهخوانی نیستید و نمیتوانند ذهن شما را بخوانند، بهتر است در چنین شرایطی بگویید «خیلی مایلم به شما کمک کنم ولی به دلایلی فعلا قادر به انجام آن نیستیم و خیلی راحت از پذیرفتن آن کار خودداری کنید» در ارتباط با همسر بهتر است ابتدا درخواست خود را از قبل بنویسید. در این صورت موضوع در ذهنتان روشنتر میشود و از آن مهمتر، میتوانید مطمئن شوید که ارتباط شما از عناصر یک درخواست خوب برخوردار است.
در مقالات بعد به بررسی " فنون برقراری ارتباط صحیح (ارتباطات کلامی) " خواهیم پرداخت .
ادامه دارد ...
منبع : برگرفته از کتاب " روان شناسی ازدواج – نویسنده : زهره رئیسی – با تغییر و تلخیص
توصیههایی برای ازدواج موفق (2)

در مقاله ی قبل به بررسی بحث " همسر خود را آنچنان که هست بپذیریم " و بحث "خوب گوش دادن ، به عنوان مهمترین مهارت ارتباطی " پرداختیم . در این مقاله ی به بررسی این موضوع می پردازیم که " زن و مرد علاوه بر اینکه از کلمات مشابه استفاده میکنند گاهی تصوراتشان از کلمات متفاوت است "
از مشکلاتی که بین زن و مرد بوجود میآید این است که زن و مرد علاوه بر اینکه از کلمات مشابه استفاده میکنند ولی تصوراتشان از کلمات متفاوت است آنها حتی از جملات واحد معانی متفاوت برداشت میکند.
زنان احساسات خود را اغراقآمیز جلوه میدهند و محدودیتی در استفاده از لغات نمیبیند، اما مردان کلمات را واقعی پنداشته و واکنشهای نامناسب نشان میدهند. مردان حرفهای زنان را لغت به لغت معنا میکنند.
وقتی زن و مرد با یکدیگر صحبت میکنند و یا سوال میپرسند، منتظر جواب معقول هستند. پاسخهایی که شما میدهید، میتواند ارتباط را شفافتر و نزدیکتر کند و یا ارتباط را تیره و قطع نماید. پاسخ دهنده با جوابی که میدهد شخصیت درونی خود را نمایان میسازد .
جوابهای تند و سریع و بدون تفکر موجب رنجش شنونده میشود و اینگونه جوابها خامی و عجول بودن پاسخدهنده را میرساند.
جوابهای سربالا و سرزنشآمیز دلیل بر پرعقده بودن و عصبیت پاسخ دهنده است و ناشی از آن است که وی شیوه برقراری ارتباط را نمیداند. واکنشهای کلامی که با تعمق و منطقی و بدون حب و بغض باشد و جواب دهنده صادقانه خواستههای خود را مطرح میکند، قطعا ارتباط بهتری را رقم میزند و موجب پایداری زندگی خواهد شد.
در ذیل چند نمونه از واکنشهای کلامی آورده میشود شما کدام پاسخ را ترجیح میدهید، آیا اگر مورد آخر را انتخاب کنید بهتر نیست؟
امروز شاید کمی دیر بیام
الف- کار همیشگی توست
ب- باز میخوان ازت کار بکشن
ج- باشه منتظرت میمونم ولی خودت را خیلی خسته نکن
نظرت نسبت به ... چیه؟
الف- چطور مگه. کی تا حالا نظر من برای شما مهم شده.
ب- نه اصلا ازش خوشم نمیآید.
ج- چیز بدی ازش ندیدم. در معاشرت بهتر میشه دیگران را شناخت.
جلوی مهمانها درست نبود با من اینطوری حرف بزنی.
الف- حقت بود.
ب- تو که برای کسی اهمیت قائل نیستی
ج- ببخشید خودم هم پشیمان شدم آخر خیلی عصبانیام کردی.
امروز حال خرید ندارم
الف- هر روزت همینه، این که عجیب نیست.
ب- باز نق و نقت شروع شد.
ج- اشکالی نداره اگه خستهای میگذاریم برای یه روز دیگه.
چرا غذا نمیخوری مگه غذا خوردی؟
الف- نمیخورم، از این غذا خوشم نمییاد.
ب- کجا غذا خوردم، باز کج خیال شدی.
ج- با اینکه بوی غذات آدمو به اشتها میاره، اما نمیدونم چرا میل ندارم.
در جایی که انسان میتواند بطور صریح سخن بگوید و رنجشهای خود را از راه گفتوگوی مستقیم حل کند چرا متوسل به طعنه و کنایه شود و یا به جای اینکه به حل اصولی مشکلات خود بپردازد به زخم زبان متمسک شود. در این صورت نه تنها مشکل حل نمیشود بلکه رنجشها عمیقتر میگردد.بهتر است سعی کنید در زندگی مسائل و مشکلات را خودتان حل کنید، و رنجش حل نشده باقی نگذارید.
وقتی زن و مرد از هم رنجش پیدا میکنند و درصدد رفع آن بر نمیآیند، وقتی اجازه میدهند ناراحتیها و دلخوریها روی هم انباشته شود، همچون کامیونی میشوند که مملو از لجن باشد. اگر این کامیون بار خود را خالی نکند، بوی بدش همه جا را میگیرد. زوجی که رنجشهای خود را رفع نمیکنند ، باید انتظار داشته باشند رابطهشان سرد شود.
وقتی یکی از دیگری میرنجد، بیمنطق، بیانصاف و پرخاشگر میشود، حال حدس بزنید قضاوت چنین آدمی نسبت به همسرش چگونه خواهد بود.
در مقاله بعد به بررسی موضوع " ابراز احساسات و توجه به نیازها " و تمرینی که به شما کمک میکند احساسات لحظه به لحظه خود را تجربه کنید ، خواهیم پرداخت .
ادامه دارد ...
منبع : برگرفته از کتاب " روان شناسی ازدواج – نویسنده : زهره رئیسی – با تغییر و تلخیص