
همه ما در دوران کودکی واکسن زدهایم. واکسنها نیز مانند داروها عوارض جانبی دارند، اما خطر واکسنها بسیار کم است و احتمال این که کودک پس از تزریق واکسن، دچار تب بالا یا علائم آنفلوآنزا شود، بسته به نوع واکسن یک در چند هزار است.
خطر بیماریهای وخیم و مرگ یا اختلالات مغزی و قلبی به دنبال واکسن بسیار بسیار اندک و در حد یک در چند میلیون است، اما این خطر کم نیز همواره پدر و مادرها را هنگام واکسن زدن کودکشان، با نگرانی مواجه میکند و معمولا والدین بیش از اندازه از عوارض جانبی واکسن میترسند.
واکسن از ویروس مرده یا ضعیف شده بیماری تشکیل شده است، همان ویروسی که در حالت فعال، بیماری را ایجاد میکند. بدن به راحتی با این ویروس ضعیف شده مقابله میکند و سیستم ایمنی بدن، ویروس را شناسایی کرده و به خاطر میسپارد و در صورتی که در آینده، بدن دوباره به آن ویروس آلوده شود، توانایی مقابله با آن را دارد. در این حالت میگوییم بدن نسبت به این ویروس، مصون شده است.
ویروسها 10 تا 100 برابر کوچکتر از باکتریها هستند. البته باکتریها نیز میتوانند باعث بیماری شوند، ولی معمولا با آنتیبیوتیک درمان میشوند و واکسنها بیشتر برای مقابله با بیماریهای ویروسی ساخته میشوند.
ویروسها از یک پوسته پروتئینی به همراه ماده ژنتیکی ساده تشکیل شدهاند. ویروسها به تنهایی نمیتوانند زنده بمانند و برای ادامه ی زندگی، به موجود زنده دیگری نیاز دارند.
کسانی که با واکسن مخالفت میکنند، باید زمانی را به یاد آورند که هیچ واکسنی وجود نداشت و کودکان به انواع بیماریها مبتلا میشدند و از بین میرفتند.
بیماریهایی چون سرماخوردگی، آنفلوآنزا، فلج اطفال، اوریون و... توسط ویروسها ایجاد میشوند.
ویروسها موجودات خطرناکی هستند و بعضی از آنها باعث مرگ میزبان میشوند.
گاه شایع میشود واکسنها عوارض بدی دارند و این باعث نگرانی تعداد زیادی از والدین میشود و ممکن است برخی مانع واکسیناسیون فرزندانشان شوند. حتی بعضیها معتقدند واکسن زدن از ابتلا به بیماری خطرناکتر است که این موضوع به هیچ وجه درست نیست.

در سال 1998 شایع شد واکسن MMR (سرخک، اوریون، سرخجه) باعث ایجاد اوتیسم (در خود ماندگی) و مشکلات گوارشی در سال اول زندگی میشود. از نظر علمی، این گفته ارزش کمی دارد، زیرا هیچ مکانیسم بیولوژیکی برای آن وجود ندارد و این مطلب روی حیوانات آزمایش نشده است.
این ادعا فقط حاصل مشاهده تجربی بود، اما باعث نگرانی بسیاری از افراد شد. مطرح کردن خطر ابتلا به اوتیسم و در نتیجه عدم تزریق واکسن MMR، کودکان را در معرض خطر ابتلا به سرخجه، سرخک و اوریون قرار می داد که این بیماریها میتوانند موجب مرگ کودک شوند یا اختلالات هوشی بر جای می گذارند.
انستیتو پزشکی آمریکا (TOM) پس از چند سال به این نتیجه رسید که بین اوتیسم و واکسنMMR هیچ رابطهای وجود ندارد.
این انستیتو عنوان کرد اوتیسم بر اثر مجموعهای از عوامل ژنتیکی و محیطی ایجاد میشود که شامل بیماریهای پیش از تولد و کاهش قدرت سیستم ایمنی است و واکسن MMR در این میان نقشی ندارد.
سندرم مرگ ناگهانی کودک (SIDS) در سنین تزریق واکسن دیده میشود و از آنجا که هنوز علتی برای آن کشف نشده است، بعضی از والدین واکسن را مقصر میدانند.
از هر 2/4 میلیون کودک که واکسن فلج اطفال خوراکی را دریافت میکنند، یک کودک به فلج اطفال مبتلا میشود. مطالعات مختلف در این زمینه نشان داده است که این کودکان مبتلا به فلج اطفال، سیستم ایمنی ضعیفی دارند یا هیچ نوع واکسنی تا آن موقع دریافت نکردهاند.
از آنجا که واکسن فلج اطفال خوراکی، حاوی ویروس ضعیف شده است، بعضی از کشورها واکسن فلج اطفال تزریقی را که حاوی ویروس کشته شده است و خطر کمتری دارد، جایگزین آن کردهاند. اما در جاهایی که امکان ایمنسازی همه افراد وجود ندارد (مانند صحرای آفریقا)، استفاده از واکسن حاوی ویروس زنده ی ضعیف شده مناسبتر است، زیرا ویروس زنده ی ضعیف شده، توانایی انتقال از یک فرد به فرد دیگر را دارد، بنابراین افرادی که واکسن را دریافت نکردهاند، با ویروس ضعیف آلوده میشوند و با آن مقابله میکنند و در مقابل بیماری ایمن میشوند.
سالها پیش در اروپا مشاهده شد که میزان ابتلا به سیاه سرفه در اثر واکسیناسیون بسیار کاهش یافت. علت این بود که افراد واکسینه شده، موجب حفظ سلامت افرادی میشوند که واکسینه نشده بودند؛ یعنی تعداد افراد ایمن آنقدر زیاد بود که تعداد کمی حامل ویروس سیاه سرفه بودند.

به همین سبب بریتانیای کبیر تصمیم گرفت برای صرفهجویی در هزینهها، واکسیناسیون سیاه سرفه را کاهش دهد.
میزان واکسیناسیون علیه سیاه سرفه در سال 1974 کاهش یافت. به دنبال آن در سال 1978 این بیماری اپیدمی (همه گیر) شد و 100 هزار نفر به آن مبتلا شده و 36 نفر جان باختند.
مشابه چنین واقعهای در ژاپن و سوئد نیز رخ داد.
کسانی که با واکسن مخالفت میکنند، باید زمانی را به یاد آورند که هیچ واکسنی وجود نداشت و کودکان به انواع بیماریها مبتلا میشدند و از بین میرفتند و خانوادهها مجبور بودند فرزندان زیادی به دنیا آورند، البته تعداد زیادی از آنها پیش از بلوغ، می مردند.
بنابراین عوارض ناچیزی که به دنبال تزریق واکسن رخ میدهند، قابل چشمپوشی است و نباید مانع تزریق واکسن شوند، زیرا خطرات ناشی از ابتلا به بیماری، بسیار شدیدتر و جبرانناپذیرتر از خطرات ناشی از زدن واکسن است.
در سایت immunize.org میتوانید خاطرات پدر و مادرهایی را که به سبب ممانعت از تزریق واکسیناسیون، فرزند خود را از دست دادهاند، بخوانید.
دکتر آزاده شیروانی – جام جم

ما ایرانیها هزاران خصوصیت خوب و نیکو داریم، اما در کنار این خصوصیات خوب، گاهی نیز به ویژگیهایی برمیخوریم که چندان خوشایند نیستند.
واقعیت این است که برخی از ما در خانه، محیط کار یا مدرسه عادت داریم دیگران را تحقیر کنیم، بهطور مثال برای دیگران اسم می گذاریم یا با طعنه و کنایه، به آنها نیش و زخمزبان می زنیم.
این موضوع را با دکتر ابراهیمیمقدم، روانشناس مطرح کردیم و ایشان از زاویهای دیگر به این موضوع نگاه کردند. شما هم همراه ما باشید.
یکی از شایعترین انواع تحقیر، اسم گذاشتن روی افراد است. شاید جالب نباشد بگویم، اما خیلی اوقات میبینیم که والدین برای تنبیه یا تربیت فرزندشان از کلمات احمق، تنبل و امثال آن استفاده میکنند. به نظر شما چنین رفتاری، چه تبعاتی به همراه خواهد داشت؟
به نکته مهمی اشاره کردید. اگر کودکان را با گذاشتن اسم نامناسب تحقیر کنیم، آنها باور میکنند که دارای این صفات و خصوصیات هستند. در نتیجه عزت نفس آنها از دست میرود و گاهی ممکن است از حضور در جمع و ارتباط با دیگران خودداری کنند.
تحقیر کردن در کودکی دردسرسازتر است یا بزرگسالی؟
تحقیر کردن در هر سنی مشکلساز است اما در کودکان میتواند تاثیرگذارتر باشد، زیرا قدرت تاثیر کلمات بر کودکان بیشتر است. هر واژه یا جملهای که به کودک گفته شود، به همراه خود پیام مهمی درباره کودک و رابطه او با دنیای خویش دارد. این پیامها تبدیل به یک باور میشوند و در آینده و بزرگسالی برای او دردسرساز خواهند شد. متاسفانه کودکان به آن حد از توانایی نرسیدهاند تا مطالبی را که به ذهنشان وارد میشود، جداسازی کنند و مانع بعضی از آنها شوند.
کودک، پدر و مادر خود را عقل کل می داند و باور دارد که آنها همه چیز را میدانند و سخنانشان مثل یک قانون است.
بهداشت روانی در کودکان و بزرگسالان بر چند اصل استوار است و نخستین اصل آن احترام به شخصیت خود و دیگران است.
افرادی که خود یا دیگران را با الفاظ یا صفات ناخوشایند خطاب میکنند، به تدریج سلامت روان خود را ار دست می دهند.
تکرار تحقیر کودک از سوی والدین، موجب مخدوش شدن عزتنفس کودک خواهد شد.
نتیجهاش چه میشود؟
خب، اگر عزتنفس داشته باشیم، برای برخورد با مشکلاتی که در زندگی خصوصی و شغلمان بروز میکند، آمادگی بیشتری داریم. به تعبیری میتوانیم در پی هر شکست، روی پایمان بایستیم و نیروی بیشتری برای از نو شروع کردن خواهیم داشت.
هر چه عزتنفس ما سالمتر باشد، به دیگران احترام بیشتری میگذاریم و با
آنها برخورد بهتر و منصفانهتری خواهیم داشت، زیرا آنها را تهدیدی علیه خود
نمی دانیم.
در مقابل هر چه عزتنفس ما کمتر باشد، امید و آرزویمان دچار نقصان میشود و احتمال موفقیتمان کاهش مییابد.
هر چه عزتنفس ما بیشتر باشد، با اشخاص روابط سالمتری برقرار میکنیم. دلیل آن هم این است که افراد همانند، یکدیگر را جذب میکنند و سالمها به هم میرسند، لذا اگر دوستی دارید که مدام در پی تحقیر دیگران یا خود شماست، میتوانید هم به عزتنفس خودتان شک کنید و هم به انتخابتان!
افراد با عزتنفس بالا و پایین چهطور دوستانشان را انتخاب میکنند؟
ما اصولا مایل به برقراری ارتباط با کسانی هستیم که عزتنفس بیشتری دارند و برای خود ارزش قایل هستند. به همین ترتیب اگر برای خودمان ارزش قایل شویم و اجازه ندهیم که دیگران ارزش و اعتبار ما را خدشهدار سازند، بیشتر احتمال دارد که افراد باعزت نفس بالا را به دور خود جمع کنیم.
برعکس اگر برای خودمان ارزشی قایل نباشیم و اجازه دهیم به راحتی مورد تحقیر و سرزنش دیگران قرار گرفته و یا خدای ناکرده الفاظ و کلمات نازیبا در مورد ما به کار بردند، به تدریج شاهد خواهیم بود که اطرافیان و دوستان ما نیز از زمره کسانی هستند که در تحقیر خود و دیگران مهارت دارند!
و به عنوان حرف آخر، لطفا درباره عزتنفس و رابطه آن با احترام به دیگران هم توضیح دهید.
هر چه عزتنفس ما سالمتر باشد، به دیگران احترام بیشتری میگذاریم و با آنها برخورد بهتر و منصفانهتری خواهیم داشت، زیرا آنها را تهدیدی علیه خود نمی دانیم.
از این گذشته، احترام گذاشتن به خود، مقدمه و شرط لازم احترام گذاشتن به دیگران است.
در نظر داشته باشید که با داشتن عزتنفس خوب و سالم، بدخواه دیگران نمیشویم، از بیاعتنایی دیگران نمیترسیم و نگران تحقیر و خیانت نخواهیم بود.
کوتاه سخن اینکه، اشخاصی که به احساس ارزشمندی خود رسیدهاند، با مهربانی، سخاوت و تعاون اجتماعی بیشتری با دیگران برخورد میکنند.
البته داشتن احساس خوب از خویشتن شرط لازم برای رسیدن به حال خوب است، اما شرط کافی نیست. عزتنفس جایگزین دانش و مهارتی که شخص برای رسیدن به موفقیت به آنها نیاز دارد نخواهد شد، اما احتمالا میتواند به یاد گرفتن این دانش و مهارت کمک کند.

شما درباره خواص کیوی چه شنیدهاید؟ به نظرتان این میوه، منبع کدام یک از ویتامینها و املاح است؟
ظاهر متفاوت کیوی همراه با طعم خاصش آن را برای همه جالب توجه کرده است. اصلیت این میوه به کشور چین برمیگردد و مردم آن دیار به این میوه "یانگ تاوو" میگفته اند تا آنکه در اوایل قرن بیستم تخم این میوه توسط مسافران نیوزلندی خریداری شد. آنها این میوه را گوسبری نامیدند، اما در سال 1961 کیوی به عنوان یک دسر گرانقیمت وارد منوی رستورانهای آمریکایی شد و مردم این کشور نام آن را به کیوی تغییر داده و با این نام، کم کم به تمام دنیا معرفی شد.
با سرد شدن هوا بسیاری از میوهها و سبزیهایی که منبع غنی ویتامین C هستند در دسترس ما قرار میگیرند، از انواع مرکبات گرفته تا کلمهای مختلف و حتی کیوی. انگار خداوند میخواهد با نعمات بیپایانش ما را از سرماخوردگی و بیماری عفونی محافظت کند.
کیوی یکی از منابع غنی ویتامین C است و میدانید که خوردن مواد غذایی غنی از این ویتامین، ابتلا به سرماخوردگی را کاهش می دهد. مطالعات نشان دادهاند که هر یک عدد کیوی متوسط، 57 میلیگرم ویتامین C است. به این دلیل متخصصان تغذیه، این میوه را منبع عالی این ویتامین معرفی میکنند.
همچنین ویتامین C یکی از آنتی اکسیدان های قوی است. بررسیها نشان داده اند افرادی که در برنامه غذایی روزانه خود از انواع آنتی اکسیدانها استفاده میکنند، کمتر به بیماریهای قلبی عروقی ، سکته ی قلبی و انواع سرطانها دچار می شوند و سیستم ایمنی بدنشان هنگام مقابله با استرس، قویتر عمل خواهد کرد.
علاوه بر ویتامین C، کیوی منبع مناسب فیبر غذایی نیز است، طوری که در هر یک عدد آن، 2/5 گرم فیبر وجود دارد. بررسیها نشان دادهاند، رژیمهایی که فیبر غذایی بالایی دارند، نمیگذارند سطح کلسترول خون به حد غیرمجاز و بیمارگونه برسد و به این ترتیب خطر ابتلا به بیماریهای قلبیعروقی و حملات قلبی کم میشود.
فیبرها سطح قند خون را نیز در حد طبیعی تنظیم میکنند. به این دلیل خوردن این میوه برای دیابتیها، کسانی که سابقه بیماری قلبی دارند و یا چربی خونشان بالاست، توصیه میشود.
همچنین، به دلیل متصل شدن فیبرها به ترکیبات سمی در روده بزرگ و دفع سریعتر آنها، احتمال بروز سرطان روده به حداقل میرسد.

همانطور که گفتیم این میوه سرشار از ویتامین C است. دیده شده، دریافت این ماده مغذی در کاهش علایم بیماری آسم بسیار موثر است.
در مطالعهای روی 18737 کودک ساکن مرکز و جنوب ایتالیا مشاهده شد، کودکانی که در هفته 5 تا 7 عدد کیوی می خوردند، دارای مشکلات تنفسی کمتری نسبت به کودکانی بودند که فقط یک عدد از این میوه را میخوردند. آنها کمتر به سرفه خصوصا سرفههای شبانه و مزمن دچار می شدند.
این میوه را میتوانید در دمای اتاق البته به دور از نور آفتاب و گرما قرار دهید.
کیوی را در کنار سیب، گلابی و یا موز قرار ندهید، زیرا از این میوهها گازی متصاعد میشود که موجب رسیدن بیش از اندازه کیوی خواهد شد، اما در صورتی که کیوی نارس بود، میتوانید آن را در کاغذ به همراه میوههای یاد شده قرار داده تا فرایند رسیدن آن انجام شود.
علی رغم تمام فواید کیوی، باید بگویم که این میوه اگزالات فراوانی دارد. اگزالات ماده ای است که وقتی وارد بدن میشود، به کلسیم موجود در غذا متصل شده و در اندام هایی مانند کلیهها و کیسه صفرا موجب تشکیل سنگ میشود. به همین دلیل نباید حداقل 2 تا 3 ساعت قبل و بعد از مصرف لبنیات و سایر منابع غذایی کلسیم و حتی قرصهای کلسیم کیوی خورد، زیرا هم کلسیم جذب نمیشود و هم در افراد مستعد، احتمال تشکیل سنگ بالا میرود.
دکتر مهرداد اخوان بهبهانی
هفته نامه سلامت