
- آیا او نو بیشتر از من دوست داری؟
- چرا اون عزیز دردانه شماست؟
- چرا همیشه حق با اونه؟
- چرا همیشه به من میگن شیطون؟
- آیا دلت میخواست من مثل اون بودم؟
تلاش برای برقراری عدالت بین همه فرزندان یکی از مشکلترین وظایف والدین است. هر کودکی دوست دارد جایگاه ویژه و منحصر به فردی داشته باشد و به محض اینکه احساس کند کودک دیگری مورد توجه و لطف یکی از والدینش قرار دارد. دچار خشم و کینه خواهد شد.
حسادت بین خواهران و برادران یک واقعیت است و از آنجا که بعضی از کودکان نسبت به عشق درازمدت والدینشان احساس عدم اطمینان میکنند، ممکن است به انواع نکات ریزی که بزرگسالان به آن اعتنایی ندارند توجه کنند. به محض اینکه آنها حس کنند برادر یا خواهری ترجیح داده میشود، مصداقهای تبعیضگذاری شما را در هزار اتفاق کوچک و بزرگ دیگر نیز مشاهده میکنند. یک کودک خردسال وقتی میبیند مجبور است زودتر از خواهر یا برادر بزرگتر خود به رختخواب برود، یا اجازه ندارد یک برنامه خاص تلویزیونی را که کودکان بزرگتر تماشا میکنند ببیند، ممکن است احساس خشم و ناراحتی کند.
رهنمودهایی برای پاسخهای شما
شما میتوانید برای پاسخ دادن به پرسشهای کودکتان از توضیحات مختلفی استفاده کنید، اما عمل همیشه ارزشمندتر است (در آغوش گرفتنهای طولانی، وقت گذراندن با کودک به تنهایی، به گردش بردن او به تنهایی، تحسین کردن مهارتهای جدیدی که او میآموزد، یک قصه مخصوص برای وقت خواب او).
پیام اصلی که باید به کودک بدهید این است که منصف و عادل هستید؛ هر چند ممکن است کودک شما بیعدالتیها و نابرابریهایی ببیند، اما در پایان همه چیز برابر خواهد بود. سعی کنید به کودکتان یاد بدهید به جای فکر کردن به یک ساعت یا یک روز، به دورههای زمانی طولانیتری فکر کنند و به شما اعتماد کنند ؛ ممکن است یک سال طول بکشد ولی نوبت به همه آنها خواهد رسید تا عزیز دردانه باشند.

کودکانتان شما را بدون هیچ قید و شرطی دوست دارند، پس سزاوار این هستند که در مقابل، تک به تک آنها مورد توجه خاص شما قرار بگیرند.
بر فردیت هر کودک و تفاوتها، تواناییها و موفقیتهای هر یک از آنها تاکید کنید.
زندگی همیشه منصف نیست. خانه بهترین مکان برای یاد گرفتن این واقعیت نسبتاً ناگوار است.
پاسخ سئوال های کودک شما
پاسخ برای سنین 4-2: ما همیشه از تو عصبانی نیستیم. این طور به نظر تو میرسد، چون زمانهایی را که ما عصبانی هستیم به یاد میآوری اما اوقاتی را که از تو راضی هستیم فراموش میکنی. ما خیلی احساس خوشبختی میکنیم که تو پسر کوچولوی ما هستی. امروز من و تو به پارک میرویم، فقط من و تو با هم.
پاسخ برای سنین 6-4: تو همیشه سرزنش نمیشوی و به تدریج که بزرگتر شوی یاد میگیری چه کارهایی بد است و دیگر آنها را انجام نخواهی داد. سارا از تو کوچکتر است و هنوز کارهای بد را تشخیص نمیدهد. تو از او خیلی بزرگتری، شاید به همین خاطر است که ما از تو انتظار داریم همیشه مثل افراد بزرگسال رفتار کنی، که البته منصفانه نیست، بخصوص که تو بیشتر اوقات یادت هست که باید بچه خوبی باشی. ما واقعا تو را خیلی دوست داریم.
پاسخ برای سنین 8- 6
میدانم برای تو سخت است که قبل از خواهرت به رختخواب بروی، اما از تو بزرگتر است و به اندازه تو احتیاج به خواب ندارد، علت این نیست که ما او را بیشتر از تو دوست داریم، بلکه به این خاطر است که اگر تو تا دیر وقت بیدار بمانی خیلی خسته میشوی و در نتیجه روز بعد در مدرسه به تو خوش نمیگذرد، در حالی که ما دوست داریم تو شاد باشی و کارهایت را خوب انجام بدهی. خواهر تو فقط به این علت اجازه دارد تا دیر وقت بیدار بماند و آن برنامه مستند را تماشا کند که به درسهای او مربوط است. هنگام تعطیلات تو هم میتوانی گاهی اوقات بیشتر بیدار بمانی، چون میتوانی صبح روز بعد بیشتر بخوابی.
پاسخ برای سنین 11- 8
میدانم که او بچه کوچک خانواده است و بعضی وقتها کارهای بدی میکند و ما او را دعوا نمیکنیم، ولی خود تو هم بعضی وقتها او را لوس میکنی، مگر نه؟ تو برایش میوه پوست میکنی و بهترین تکهها را به او میدهی و هر وقت خسته است او را روی دوشت میگذاری. بچه کوچک یک خانواده را معمولا همه افراد آن خانواده لوس میکنند. اما اگر فکر میکنی این کار واقعا منصفانه نیست، حرفت را بزن تا من در این باره کاری بکنم. به هر حال تو فرزند ارشد ما هستی و نزد ما جایگاه خاصی داری، و به خاطر اینکه خواهر بزرگتر خوبی هستی، من فکر میکنم باید امتیازاتی داشته باشی. تو میتوانی اتاقت را از سارا جدا کنی و ما آن را هر طوری که تو دوست داشته باشی تزیین میکنیم. تو میتوانی دوستانت را به اتاق خودت ببری. من هیچ وقت آرزو نکردهام که تو مانند کس دیگری باشی، چون تو را همینطور که هستی دوست دارم.
منبع: برگرفته از کتاب" پرسشهای کودکانه" نوشته میریام استاپرد
زندگی زناشویی رابطه ای در نوع خود منحصر به فرد است که در عین روزمرگی دارای غلق ها و تسهیل کننده هایی خاص است و برای موفقیت و استحکام آن نیاز است تا این تسهیل گر ها را بشناسیم و به کار ببریم. که در زیر هفت نکته از این نکات را یادآور می شویم.
۱- اساس یک ارتباط سالم و با نشاط «مثبت فکر کردن» است. در زندگى شخصى، خانوادگى و زناشویى همواره سعى کنید به مثبت ها، موهبت ها و نعمت هایى که در اختیار دارید بیندیشید. نه به آن امورى که در اختیار ندارید.
۲- گذشت و عفو عنصر اصلى استمرار و استحکام پیوند زناشویى از سوى هر یک از زوج هاست. لذا از خطاهاى یکدیگر بگذرید و خطاهاى همدیگر را تحمل کنید.
۳- تشویق و ابراز تشکر از رفتارهاى مطلوب همسر، تأثیر به سزایى در تکرار و استمرار آن رفتارها دارد و انگیزه تکرار آن رفتارهاى مطلوب را بیشتر مى کند.
۴- سعى کنید مورد یا موارد سوء تفاهم یا مسائل مورد اختلاف را هرچه زودتر و هرچه صریح تر مطرح کنید و به حل و فصل آنها بپردازید. از پیش داورى، تعمیم هاى نادرست و غیر منطقى و شکل گیرى افکار منفى پرهیز کنید.
۵- زن و شوهر باید هرچه بیشتر با یکدیگر ارتباط کلامى و عاطفى برقرار کنند و سوء تفاهمات و سوء ارتباطات را هرچه زودتر شناسایى، رفع و اصلاح کنند.
۶- لازمه ایجاد و حفظ روابط زناشویى سالم، این است که طرفین براى خصوصیات، علاقمندى ها و نیازهاى یکدیگر ارزش قائل شوند. از این رو سعى کنید به نیازها و خواست هاى همسرتان توجه کنید و حساسیت نشان دهید و بى تفاوت نباشید.
۷- وقتى در زندگى زناشویى، اختلاف نظر یا سوء تفاهمى بروز مى کند، به جاى سرزنش کردن یکدیگر و تفسیر نادرست، به شناسایى مسأله و علت یابى و سرانجام راه یابى آن بپردازید.
دکتر احمد به پژوه
برگرفته از کتاب: «عشق، زندگى»
بیشتر جوانان به دلیل واهمه از مشکلات اقتصادی و هزینه های بالا در تشکیل خانواده ،ازدواج را به تاخیر انداخته تا پس از جمع آوری و اندوخته کردن مال و اطمینان کامل گام پیش نهند که باید به جوانان گفت که روزی دست خداست.
این جمله را شاید از طرف پدر و مادر و اقوام به گوشتان خورده باشد"مگه ماها که ازدواج کردیم اولش چی داشتیم"!"روزی دست خداست."
در حال حاضر جوانان مشکلات اقتصادی و مستقل نبودن را سد راه ازدواج و تشکیل خانواده می دانند و برگزاری مراسم و هزینه های سنگین و توقعات طرف مقابل با داشتن یک حقوق کارمندی کافی نمی دانند.
اگر جوانان به زندگی گذشتگان و پدر و مادرشان توجه داشته باشند همه آنها از زندگی در خانه پدربزرگان و دور هم با وسایل ابتدایی و ساده می گویند و بعد از چند سال و داشتن دو سه فرزند صاحب همه چیز از جمله خانه بزرگتر و وسایل بهتر شدند.
جوانان زمان ازدواج و داشتن زندگی مستقل را زمانی که خانه و ماشین و درآمد کافی برای برگزاری مراسم عروسی را داشته باشند می دانند و از ازدواج کردن واهمه دارند.
بیشتر جوانان به دلیل واهمه از یک زندگی مستقل،ازدواج را به تاخیر انداخته تا پس از جمع آوری و اندوخته کردن مال و اطمینان کامل گام پیش نهند.
اما اغلب این گونه دغدغه ها برای جوانان روا نیست، زیرا با حداقل ها نیز می توان زندگی را آغاز کرد،چون رزق و روزی در گرو ازدواج است.
در همین زمینه بسیاری از احادیت و آیات قرآنی آورده شده است،"خانواده تشکیل دهید که آن برای شما روزی آور است"و رسول اکرم(ص) در کلام شیرین دیگری می فرماید:"با زنان ازدواج کنید که آنان،ثروت و روزی می آورند."
پیامبر گرامی می فرماید:"به وسیله ازدواج روزی بیابید."
نه تنها عنایت الهی در ازدواج محسوس است، ازدواج عاملی است برای دستیابی به روزی.
اما نمیتوان صرفا به دلیل کار یا شغل کم درآمد ، امر مهم ازدواج را نادیده گرفت و معیارهای مهم دیگر را فراموش کرد و نیاز به داشتن زندگی مشترک را فقط به دلیل نداشتن پول، کنار گذاشت. همان طور که در احادیث دیگر دیدهایم ، به فرموده پیامبر(ص) :" بی همسران را همسر دهید ، زیرا با این کار ، خداوند ، اخلاق آنان را نیکو و روزیشان را زیاد میکند و به جوانمردی شان میافزاید". از این نکته بر میآید که به واسطه امر مهم ازدواج، خداوند، شخص را در به دست آوردن شغل (که همان وسیله روزی است) ، یاری میکند.
دیدگاه کارشناسان و صاحب نظران نیز در این خصوص این است:"جوانان موانع اقتصادی را مهمترین مشکل ازدواج و ادامه تحصیل را مقدم بر امر ازدواج میدانند".
"مشکلات اقتصادی ، بالابودن هزینه تهیه جهیزیه ، میزان مهریه ، اجاره و خرید خانه ، بالابودن هزینه مراسم عروسی، مشکلات فرهنگی و موانع خانوادگی و اجتماعی را از دیگر موانع سد راه ازدواج جوانان می دانند".
"اما کارشناسان بر این باورند بهترین راه تامین هزینههای مربوط به ازدواج را تامین هزینهها از سوی والدین، پسانداز و توان مالی شخصی، وام گرفتن از بانکها و صندوقهای قرض الحسنه است و جوانان در آغاز زندگی می توانند به راحتی این مشکلات را حل کنند".
فلسفه رزق و روزی بعد از تشکیل خانواده در بین جوانان باید به یک باور اعتقادی تبدیل شود تا از ازدواج و تشکیل خانواده ترسی نداشته باشند.
برای حل بحران بالا رفتن سن ازدواج همه باید دست به دست هم بدهیم . هر کس در حد توان خود . اگر در حال حاضر جوانان کمی از سختگیریها بکاهند و با دقت و به آسانی به آن بنگرند و فقط به داشتن شغل مناسب و درآمدزا و به اندازه کفاف نیازهای یک خانواده ، خود را قانع کنند ، شرایط ازدواج را مهیا ساخته اند.
منبع : برنا