
معرفی
اچ آی وی ویروسی است که به بیماری مرگبار ایدز منجر می شود. این ویروس با حملات بی امان خود سیستم دفاعی بدن را چنان تضعیف می کند که حتی کوچکترین عفونت ها جان بیمار را به خطر می اندازند.
تاکنون دست کم 28 میلیون نفر در سراسر جهان در اثر ابتلا به ایدز در گذشته اند.
در حالی که 20 سالی است از شناسایی اچ آی وی می گذرد، هنوز هیچ واکسنی برای اچ آی وی و معالجه ای برای ایدز کشف نشده است. با این حال نسل تازه داروها، طول عمر افراد آلوده به اچ آی وی را به طور چشمگیری افزایش می دهد.
داستان ظهور بیماری مهلک ایدز
در سال 1981 هشت مورد و خیم از ابتلا به بیماری " کاپوسی سارکوما"، یکی از انواع خوش خیم تر سرطان که معمولا در میان افراد سالمند شایع است، در میان مردان هم جنس گرای نیویورک گزارش شد.
تقریباً همزمان با این موارد، شمار مبتلایان به یک عفونت ریوی نادر در کالیفرنیا و نیویورک بالا رفت.
با این که در آن زمان عامل شیوع ناگهانی این دو بیماری مشخص نشده بود، اما معمولا از این دو واقعه پزشکی به عنوان آغاز ایدز یاد می کنند.
در طی یک سال این بیماری بدون نام، گسترش زیادی داشت تا سرانجام در 1982 آن را ایدز(SyndromeDeficiencyImmune(Aquired نامیدند.
به مرور شمار بیشتری متوجه این بیماری جدید شدند، چون گروه های گسترده تری از مردم، و نه فقط همجنس گرایان، را مبتلا می کرد.
بیماران هموفیل و معتادان تزریقی با علائمی مشابه ایدز به پزشک مراجعه می کردند.
همزمان با ظهور ایدز درآمریکا، درآن سوی اقیانوس آتلانتیک پزشکان در فقیرترین قاره جهان آفریقا، متوجه شیوع یک پدیده جدید بهداشتی شدند.
این بیماری که در زبان محلی" اسلیم"(SLIM) – مرگ در اثرتحلیل تدریجی بدن – نام گرفته بود، در آفریقا به معضلی عمیق تبدیل می شد.
در وهله اول پزشکان دلیلی نمی دیدند که ایدز، بیماری شایع درمیان همجنس گرایان آمریکای ثروتمند، را با اسلیم مرتبط بدانند.
اما تحقیقات بعدی و شیوع علائمی مشابه درمیان زنان و دگر جنس گراها نشان داد که هر دوی این بیماری ها یکی بوده وهمان ایدز است.
درهیاهویی از جنجال ها و ابهامات گسترده درباره این بیماری کشنده جدید، تلاش ها برای تشخیص علت بروز ایدز و نحوه انتقال آن، با شتابی بی سابقه آغاز شد.
در سال 1984 یک گروه محقق آمریکایی به ریاست" رابرت گالو" اعلام کرد که آنها عامل بیماری ایدز را کشف کرده اند، یعنی همان ویروسی که ما آن را حالا اچ آی وی می خوانیم.
البته این ادعا با اعتراض " لوک موننتیر" و گروه محققان فرانسوی او، که ماه ها قبل این ویروس را شناسایی کرده بودند، روبرو شد.
در بحبوحه این جنجال ها محققان برای پیدا کردن درمان ایدز بسیج شدند: جستجویی که هنوز هم ادامه دارد.
آزمایش های خون نشان داد که ویروس اچ آی وی سراسر جهان را در پنجه مهلک خود گرفته و در مدت زمانی کم به تمام قاره ها گسترش یافته است.
تلاش ها برای درک این ویروس به موضوعی بسیار اضطراری تبدیل شد. این که از کجا آمده و چرا در قرن بیستم هم زمان در دو نقطه مختلف یعنی آفریقا و آمریکا ظهور کرده بود؟
منشا و یروس اچ آی وی
طبق شواهد روشن و قانع کننده ای که وجود دارد، شکی نیست که ایدز از ویروس اچ آی وی ناشی می شود. اما درحال حاضر تاکید بر این موضوع است که درک سر منشا ویروس اچ آی وی برای کشف واکسن و درمان های موثرتر امری حیاتی است.
براساس آخرین تحقیقات در زمینه مختصات ژنتیکی اچ آی وی، عامل انتقال ایدز، مشخص شده این ویروس از ترکیب دو ویروس مختلف در میمون شامپانزه به وجود آمده است.
این ویروس ها از نوع ویروس" اس آی وی"(Virus Simian Immunodeficiency ) هستند که در میمون ایجاد بیماری می کند.
این تحقیقات نظریه ای رایج را که می گوید ایدز در طی یک قرن گذشته در جنگلهای غرب آفریقا ظهور کرده است، تایید می کند.
درسال 1999 نشریه" نیچر" در شماره ماه فوریه خود یک نظریه عملی را به چاپ رساند که مورد حمایت گسترده کارشناسان این رشته قرار گرفت.
براساس این نظریه ویروس عامل ایدز ابتدا از طریق یکی از زیر گونه های شامپانزه در آفریقا به انسان سرایت کرده است.
به اعتقاد دانشمندان انسان اولین بار در نیمه نخست قرن گذشته در نتیجه شکار و تغذیه گوشت شامپانزه، سنتی که هنوز در آفریقا ادامه دارد، به این ویروس آلوده شد.

نامعلوم بودن زمان ظهور اولیه نمونه
دانش انسان درباره منشاء ایدز بیش از آن است که اکثر مردم می پندارند.
مطالعات ژنتیکی به طور مشخص نشان داده است که اچ آی وی یکی از نمونه های جهشی اس آی وی است که در میمون، شامپانزه، گوریل و امثال آن در آفریقا یافت می شود.
به اعتقاد دانشمندان انسان اولین بار در نیمه نخست قرن گذشته در نتیجه شکارو تغذیه گوشت شامپانزه، سنتی که هنوز درآفریقا ادامه دارد، به این ویروس آلوده شد.
اس آی وی در گذشته ای نه چندان دور وارد بدن انسان شد و پس از جهش ژنتیکی به اچ آی وی تبدیل شد.
به احتمال قریب به یقین ناحیه گینه بیسائو درغرب آفریقا مکانی است که این نقل و انتقال درآن صورت گرفته است.
بسیاری از دانشمندان بر این باورند که انتقال ویروس بیش از یک بار روی داده است، چون نمونه های گوناگونی از این ویروس، درانسان باعث بروز ایدز می شود.
اما تعیین زمان دقیق انتقال از حیوان به انسان مشکل آفرین تر است.
نکته قابل توجهی که در تحقیقات مشخص شد این بود که در قرن نوزدهم هیچ یک از میلیون ها آفریقایی که به زور به بردگی کشیده و به کشورهای خارجی منتقل شدند، به این ویروس آلوده نبودند.
بنابراین ایدز باید پس ازسال 1860 بروز کرده باشد. ویروس اچ آی وی اولین بار در سال 1959 درنمونه پلاسمای خون یک مرد اهل کنگو ردیابی شد.
ویروس اچ آی وی، اولین بار در سال 1959 در نمونه خون یک مرد از کشور کنگو ردیابی شد.
هر چند نخستین نمونه از ایدز در آمریکا، در سال1981 گزارش شد، اما براساس شواهد اولین قربانی ایدز دراین کشور به سال 1969 باز می گردد.
درآن سال یک جوان سیاه پوست در شهر " سنت لوئی" آمریکا دراثر ابتلا به ایدز درگذشت.
تحقیقات درمورد سرعت واگرایی ژنتیکی میان دو خانواده اصلی ایدز، اچ آی وی – 1 و اچ آی وی – 2، نشان می دهد که انتقال ویروس به انسان در حدود سال 1940 ( با ضریب خطای حدود 20) سال روی داده است.
همچنین گمان می رود که افزایش در شمار سفرهای بین المللی، که پس از دهه 1960 اوج گرفت، به گسترش ویروس اچ آی وی کمک کرده است.
مطالعه ژنتیکی بر روی ویروس اس آی وی، که به درک بهتر انتقال آن از گونه میمون ها به انسان کمک کرد، توسط گروهی از دانشمند بین المللی انجام گرفت و درنشریه علمی "Science چاپ شد.
این گروه مدعی است که دو ویروس مختلف از دو نوع میمون در شامپانزه ترکیب شده و ویروس اس آی وی را به وجود آورده است.

تنظیم کنندگان این مقاله علمی می گویند رشته ای از آلودگی و عفونتهای پی در پی در میمون " مانگابی دماغ قرمز" و گونه ای بزرگ تر به نامSpot – Nose منجر به خانواده ای از ویروس ها موسوم به " اس آی وی سی پی زی" (SIVcpz ) شده است.
نکته مهم این که هر دو این گونه ها خوراک شامپانزه بوده و زیستگاه آنها در غرب آفریقای مرکزی قرار دارد.
الیزاب بیلز از دانشگاه ناتینگام، بریتانیا، و همکارانش می گویند کشف این موضوع که ویروس اس آی وی در شامپانزه دارای منشائی دوگانه است، پیامدهای مهم علمی را به دنبال دارد.
این تحقیقات با ارائه شواهد نشان می دهد که انسان تنها موجود از نسل میمون نیست که از طریق انتقال ویروس از یک گونه به گونه دیگر ( به احتمال زیاد ازطریق شکار) به دو نوع مختلف اس آی وی آلوده شده است.
محققان می گویند احتمالا ویروس " اس آی وی سی پی زی" با قرار گرفتن در مجاورت ویروس دیگری در بدن شامپانزه تبدیل به آن ویروسی شده است که بیماری های مشابه ایدز را در انسان به وجود می آورد.
دانشمندان اکنون سعی دارند میزان شیوع این ویروس را درمیان شامپانزه های حیات وحش مطالعه کنند، اما از آنجا که زیر گونه شامپانزه که این ویروس درآن یافت شده در معرض خطر انقراض است، دانشمندان با مشکل مواجه هستند.
برخی پژوهشگران می گویند احتمالا ویروس اچ آی وی در جریان آزمایشاتی که برای تولید واکسن انجام گرفت، از حیوانات به انسان منتقل شده است.

آنها می گویند ممکن است استفاده از بافت های آلوده در شامپانزه، واکسن را آلوده کرده باشد.
با این حال ، تحقیقاتی که در نشست کارشناسان ایدز در انجمن سلطنتی لندن عرضه شد نشان داد در واکسن مذکور دی ان ای شامپانزه دیده نشده است.
آقای هوپر در کتاب خود ادعا کرده بود که در اواخر دهه 1950 برای تولید نخستین نمونه ها از واکسن خوراکی فلج اطفال، 400 شامپانزه را شکار کرده بودند.
وی بر این باور است که برخی از دانشمندانان برای تولید واکسن از اندام کلیه شامپانزه آلوده به ویروس" اس آی وی"، استفاده کردند.
واکسن فلج اطفال دست کم به یک میلیون نفر در کنگو، که درآن زمان مستعمره بلژیک بود، همچنین ساکنان رواندا و بروندی امروزی داده شد.
معلوم شده است که محل 28 پروژه تولید واکسن با اولین موارد آلودگی به ویروس اچ آی وی ارتباط نزدیک داشته است.

در حالی که وارد هزاره جدید شده ایم، ویروس از بین برنده سیستم ایمنی بدن انسان یا همان HIV به ایفای نقشی بـرجستـه در بـه خـطر انـداختـن سـلامتی بشر در سراسر جهان ادامه می دهد. آمـارهـای ارائـه شـده اخـیر از سوی سـازمـان مـلل نـشان می دهـد که تقریباً 34 میلیون نفـر از مردم جهان به این بیماری مبتلا هستند و هر ساله تعـداد 5.6 میلیون نفر به این تعداد افزوده می گردد. فاجعه انسانی مربوط به ایدز بی مانند است.
بیشتر موارد راه های انتقال ویروس HIV می تـواند بـه طرق مخـتلف بـه رفـتـار بشر مربوط گردد؛ مانند مواد مخدر و فعالیت های جنسی. در حالی کـه ایـن گونه رفتارها در بـرخی از جوامع رواج بسیاری یافته است، اغلب آنها را می تـوان بــا آموزش و مشاوره منـاسب تـغیـیر داد یا اصـلاح نـمـود. چـندین کشور از قبیل تایلند و اوگاندا توانسته اند با سعی بسیار در این زمینه، با موفقیت میـزان انتشار ایــن بـیـماری را کاهش دهند.
در کشـور آمـریـکا بـا ایـن که رفتارهای مخاطره انگیز در برخی از گروه ها هـمانـنـد مــردان همجنس گرا به طور قابل توجـهـی کـاهش یـافـتـه اسـت، گزارش های اخیر حاکی از طغیان مجدد این بیماری می باشند. این تجدید فعالیت قطعاً به صـورت چند عاملی بوده و بخشی از آن به دلیل حمایت عمومی و سیاسی متزلزل می باشـد. روش هـای مـبـارزاتی عـمــده برای تغییر دادن رفتارها در طول زمان دارای نتایجی متغیر و متناقض بوده است. به علاوه توان بالقوه پزشکان ( یا متخصصان بالینی ) در جهت تأثیر گذاری بر اعمال و رفـتار بـیـماران، متأسفانه عمدتاً فراموش شده است. برخلاف کشیدن سیگار، مشاوره و اطلاع رسانی درباره پیشـگیـری از ایـدز در کـمـتـر از یـک درصـد مـوارد مـراجعه بـیـماران بـه پـزشـک عـمومی خـود ارائـه می گردد. در نهایت، دستیابی علم پزشکی به معالجات جدید، که باعث حفظ جان و سلامتی و جلوگیری از ابتلا به بسیاری از بیماری های ویروسی می شود نـیـز مـمـکن اسـت تـرس از دچـار شـدن به ایدز را کاهش دهد. متـأسـفانه این روش های درمانی برای همه جواب نداده، انجامشان مشکل بوده و منوط به داشتن پتانسیل پادزهری و عوارض بلندمدت خواهد بود.
از آنجایی که احتمال تولید یک دارو یا واکسن در آینده نزدیک کم است ، تلاش برای کاستن بیماری مسری ایدز باید به عـنوان هدفی اولیه بر پیشگیری از این بیماری تمرکز یـابد. پــزشکان و ارائه کنندگان اقلام بـهداشتی باید نقش عمـده ای در ارائه مشـاوره و اطلاع رسانی های پیشگیرانه ایفا نمایند. برای پزشکان مهم است که بدانند پیشگیری از ایدز نیازی به مهارت های مشاوره ای و مداخلات روان شناختی گسترده ندارد. پیشگیری بـه عنوان بخشی از آموزش سلامتی روزمره است و با تشخیص و سنجش ریسک و فراهم آوردن اطلاعات می توان رفتارهای پر خطر را اصلاح نمود.
گفته می شود بیش از یک میلیون نفر در آمریکا مبتلا به ایدز هستند و هر ساله بین 40 تا 80 هزار نفر به این تعداد اضافه می شود. به طور قابل توجهی ملاحـظه شد که در بـیـن مـردان هـمـجنس گرا و معتادان تزریقی همچنان که بیماری مسری ایدز گـستـرش یافته، گروه های در مـعـرض خـطـر و راه هـای انـتـقـال تـغـییر یـافـته است. زنان، جوانان و نـوجـوانـان و اقــلیت هـای نژادی، سریع ترین جمعیت در حال گسترش مبتـلا بـه ویـروس ایـدز به شمار می روند.
مهم ترین و سریع ترین عامل انتقال ویروس HIV از طریق رفتارهای مخاطره انگیز جنسی می باشد؛ در حالی که موارد بیمار به صورت سنتی در مراکز شهـری متمـرکـز شـده و به تـدریج در حال انتقال به حومه شهرها نیز می باشد.
بنابراین در جواب سؤال «چه افرادی در معرض خطر این بیماری قرار دارند؟» در یک کلمه پاسخ اینست -همه! پزشکان فرض را بـر این می گیرند که تمامی بیمارانشان - نوجوانان و جوانان - در معرض خطر ابتلا قرار دارنـد. آنـها از هـر کـدام سـؤالاتی خاص درباره رفتارهای جنسی و رفتارهای پر خطر دیگر می پرسند، و بر این اساس مشاوره و آموزش خود را ارائه می نمایند. تصور این که فردی در خطر ابتلا قرار ندارد، یک فکر خطرناک و گمراه کننده است.

به منظور ارائه مشاوره و آموزش مؤثر در مورد ایدز، یک پزشک ابتدا باید بتواند از سابـقـه و گـذشته جنـسی فـرد به صـورتی جـامع و فراگیر آگاهی حاصل نماید. این هدف زمانی عملی می گـردد که مباحث مربوط به مسائل جنسی به راحتـی مـطرح شـود، تـفـاوت های فردی محترم شمرده شود، از واژه های عامیانه قابل فهم توسط همه بیماران استفاده شود و سؤالاتی واضح در مورد رفتـارهـای بـخصوص پرسیده شود - نه این که فقط سؤال شود، «آیا روابط جنسی داشتی؟»
ویروس HIV از طریق عمل جـنسی با در مـعـرض قـرار گـرفتـن غشـاءهـای مـخـاطی آلت تناسلی مرد، دهان، مهبل و مقعد با منی مبتلا به ویروس ایدز، پیش انزال، ترشـح هـای مـهبـلی یـا خـون انـتـقال مـی یـابد.
گفته می شود یک سوم مبتلایان به HIV معتادان تزریقی هسـتـنـد. ایـن آمار شامل تـعـداد افـرادی کـه هـم زمـان با اعتیاد به مواد مخدر (تزریقی و غیر تزریقی) یـا الـکـل، از طریق رفتارهای پر خطر جنسی دچار HIV می شوند، نمی گردد.افرادی که آلوده به مواد مخدر هستند باید نکات زیر را رعایت نمایند:/span>
- پرهیز کلی از مصرف مواد مخدر
- مراجعه به برنامه های درمان و ترک اعتیاد
- استفاده از سرنگ های تمیز و خودداری از به کارگیری شراکتی سرنگ
- دوری از ارتباط جنسی خطرناک یا هر نوع عملی کـه دیـگران را در مـعـرض خـطــر قرار دهد.
متأسفانه این نکات همیشه عملی نمی شوند. بیماران خیلی اوقات مـایـل یـا قـادر بـه تغییر دادن اعمال و رفتار، پـذیـرش درمـان یــا دستـیابی بــه خـدمات بـه کارگیری روش های مناسب نیستند. از آنجایی که این سناریو اغلب تکرار می شود، راهبرد پیشگیری از HIV بیشتر شبیه یک مدل کاهش آسیب می بـاشـد. این مدل می پذیرد که استفاده از مواد مخدر وجود داشته و اتفاق می افتد، امـا ســعی در به حداقل رساندن پی آمدهای مضر آن رفتار می نماید.
علی علیه السلام فرموده است: چه بسا یک ساعت کامروایی و شهوت، اندوه طولانی به بار می آورد و غم و غصه ی فراوان از پی دارد.
اولین قدم، آموزش صحیح است. در مورد بیمارانی که مرتباً از مواد مخدر تزریقی استفاده می کنند نیز نحوه انتقال را شرح می دهیم - ویروس HIV هنگـامی از طـریق مصرف مواد منتقل می شــود که خون یا دیگر مایعات بدن از یک فرد مبتلا به شخصی که هنوز مبتلا نشده انتقال یابد. باید دانست که سوزن ها یا سرنگ هـای مشـتـرک متداول ترین راه انتقال بیماری ایدز در بین معتادان تزریقی محسوب می گردد. معتادان باید برای هر تزریق از سرنگ های استریل شده استـفاده نمایند. اشخاصی که همچنان به استفاده اشتراکی از سرنگ مبـادرت مـی ورزند، بـاید از جـزئیات کامل نحوه ضدعفونی نمودن وسایل خود آگاهی یابند.
ویروس HIV به طور مؤثر از طریق شستشوی مناسب وسایل استعمال مواد بـا آب تمیز از بین می رود. بعد از آب کشیدن، باید آن را حداقل به مدت یک دقیقه در یک مـایع ضـدعفونی کننده قوی خیـسـاند یا شستشو داد. در برخی کشورها محل هایی وجود دارد که معتادان تزریقی می تـوانند سوزن های مستعمل و آلوده خود را با سوزن های استریل تعویض کنند. مطالعات نشان داده که برنامه های تعویض سوزن ، انتقال بیماری را در بین معتادان تزریقی کاهش داده و یک ایده مفـیـد بـرای هـر بـرنامـه فـراگیر پیـشگیری از ایـدز است. اگرچـه، بــرخــی نـقـادان بیم دارند که چنین برنامه هایی معتادان تزریقی را از یافتن راه های درمان بازداشته و مــمکن است بــر استـفاده از مــواد مــخدر صحه بگذارد؛ هیچ مـدرکی ایـن ادعـاهـا را تـصدیــق نمی کند. با حمایت های شدید انجمن های علمی، مذاکره درباره برنامه تعویض سوزن ظاهراً بیشتر جنبه سیاسی پـیـدا کرده تا جـنـبـه سلامـتـی همگانی.

هیچ کدام از برنامه های پیشگیری از HIV به اندازه برنامه های پیشگیری در زنان باردار موفق نبوده است. 90 درصد از مـوارد بـیـماری ایـدز در کـودکان بـه دلیل انتقال آن از طریق مـادر- فـرزنـدی روی می دهد. در آمریکا سالانه 7000 کودک از طریق مادران مبـتـلا بـه HIV متولد می شوند، ولی تعداد نادری از این کودکان حامل ویروس ایدز نیستند. در کشورهای در حـال تـوسـعـه ایـن تــعداد بسیار بسیار بیشتر است. در خلال بارداری یـا زایـمـان اگـر درمان های مناسبی صورت نگیرد، ویروس HIV می تواند در بیش از یـک سـوم موارد از مـادر به فرزند انتقال یابد. در سال های اخـیر معالجات دارویـی در خصـوص مبــارزه با HIV موارد میزان انتقال بیماری را کاهش داده اند. یک داروی خاص به نام AZT یا ZIDOVUDINE، وقتی هم به مادر باردار و هم به کـودک تـازه بـه دنیا آمده داده می شود، می تواند به میزان 8 درصد انتقال بیماری را کاهش دهد. داروهای دیگر HIV نـیـز مـمـکن اسـت مـؤثر باشند ولی در این خصوص مطالعات کافی صورت نگرفته است.
زنان باردار بـاید تـست HIV را حتماً انجام دهند و از مشاوره صحیح در این زمینه برخوردار گردند. زنــانی که مبتلا به HIV هستند باید اطلاعات کافی در مــورد جـلوگیــری از بــارداری، خطر انــتقـال ویــروس HIV از مادر به فرزند، و به کارگیری داروهـــای ضـد ایدز جهت کاستن احتمال انتقال، از پزشک خود کسب نمایند. همـچنـیـن بـرای زنـان مـبــتلا به HIV بخصوص کسانی که شوهرشان HIV منـفـی هسـتـنـد لازم است تا مشاوره ای صحـیـح در مـورد رفـتـارهای جنــسی ایـمن دریافت کنند، و اگر قصد بارداری دارند، جایگزین های آمیزش محافظت نشده را بیاموزند.
در کشورهایی که داروهای ضد ایدز از قبیل AZT به سادگی در دسترس است برنامه های پیشگیری در زنان باردار در کاهش تعداد کودکان مبتلا به HIV کاملاً موفــق بــوده اسـت. این وضعیت در کشـورهای درحال توسعه بسیار بـد است چـرا کـه فـقـدان مـنـابــع ، دستـیابی بـه داروهـای ضد ایدز را محدود کرده و امکان انجام تست های مربــوط به HIV را کاهش داده است.
تا قبل از این، مردم بعد از دچار شدن به HIV انگیزه کمی برای استفاده از مراقبت های پزشکـی داشـتـنـد. مطالـعات نشان داده اند که استفاده از AZT بلافاصله بعد از استفاده از سرنگ آلوده، می تـواند تا میزان 80 درصد احتمال ابتلا به HIV را کاهش دهد. پیشگیری پس از پیدایش (PEP) مسـتـلزم استفاده از داروهای ضد HIV بلافاصله بعد از در معرض ویروس قرار گرفتن می بـاشد. اگر این روش برای معتادان تزریقی مفید بوده باشد، منطقی به نظر می رسد که برای افرادی که از طریق تماس جنسی در معرض ابتلا قرار دارند نیز مفید واقع گردد.
نظریه اصلی در مورد PEP به عنوان یـک راهبرد پیشگیری کننده از HIV این است که مصرف داروهای ضد ایدز بعد از این که فرد در معرض HIV قرار می گیرد، ممکن است بتواند از طریق متوقف نمودن تکثیرعفونت و یا تقــویت سیستم ایمنی بدن برای از بین بردن ویروس، از ابتلا به بیماری جلوگیری نماید.
تا به امـروز مـدرک آشـکاری که PEP را بعد از رفتارهای پر خطر جنسی مؤثر بداند، وجـود نـداشـتـه و بـرای PEP فعـلاً رهنمودهای ملی یا موافقت نامه ای در این شرایـط تـهـیـه نشده است. با این حال در بسیاری از کشورها پـزشــکان و متخصصان بالینی PEP را بعد از رفتارهای پرخطر جنسی به افراد پیشنهاد می کنند.
اغلب مردم ( و بسیاری متخصصان بالینی ) تا به حـال چـیـزی در مــورد PEP به گوششان نخورده است. برای پیاده سازی راهبردهای فراگیر پیـشگیـری از HIV، بـالابـردن سـطــح آگاهی جامعه ضروری است. ببینید آیا PEP در محل زندگی شما ارائه می شــود. مـردم باید بدانند که PEP یک خط مشی اولیه برای پیشگیری از HIV نمی بـاشد.اســتفــاده از وسایل پیشگیری، اعمال جنسی ایمن و پرهیز از رفتارهای پـرخــطر دیـگر، «استانداردهای طلایی» راهبردهای پیشگیری از ایدز محسوب می شـوند. با این حال در صورتی که متدهای اولیه پیشگیری دچار نقصان شد، می توان از PEP برای کاهش احتمال ابتلا به بیماری در فرد استفاده نمود. مـیزان تـأثیر پـذیـری PEP در کـاهـش خـطر ابـتـلا بعد از رفتارهای پر خطر جنسی کماکان ناشناخته مانده است.
اگرچه رهنمودهای پذیرفته شده جهـانـی بـرای PEP وجـود ندارد، این متد برای کسانی که دارای تماس های جنسی محافظت نشده مقعـدی، مـهـبلی و یـا دهـانی بـا انـزال فرد مبتلا به HIV یا محتمل به آن (مانند معتادان تزریقی) بوده اند، توصیه می گردد. PEP باید حـداکثر سه روز (72 ساعت) بعد از در مـعرض قـرار گـرفتن شروع شود. PEP برای افرادی کـه از طـریق اعـمال جـنسی ایـزوله در مـعرض ویـروس HIV قـرار گرفته، یـا در آیـنده قصد انجام رفتارهای ایمن تر را دارند، بسیار مناسب می بـاشد، امـا رهـنمودهـای سـریـع و قطعی برای زمان به کارگیری PEP تحت این شرایط وجود ندارد.
بـا نـبـودن واکسـن و درمان قطعی، تلاش ما برای غلبه بر بیماری مسـری HIV بـایـد روی پیشگیری از آن تمرکز یابد. چـه اعـمـال جـنـسی بـاشـد، چـه مـصـرف مـواد مخـدر و چه رفتارهای دیگری که فرد را در معرض خطر ابتلا قرار دهد؛ لازم اسـت مـردم از آموزش ها و مهارت های صحیح برای محافظت از خودشان بهره مند گردند.
< منبع : اینترنت

آرمانی که استفاده ازروبان قرمز را باب کرد آرمان آگاهی یافتن و آگاهی دادن به عموم درباره بیماری ایدز بود.
در سال1991 گروهی از هنرمندان ، که بسیاری از دوستان آنها بر اثر ابتلاء به ایدز جان خود را از دست داده بودند، با تأسیس گروه ایدز تجسمی (THE VISUAL AIDS ARTISTS CAUCUS) در شهر نیویورک تصمیم گرفتند با به خدمت گرفتن هنر، به نبرد با این بیماری مرگبار بپردازند. اولین بار آنان بودند که روبان قرمز را به عنوان نشان گروه خود انتخاب کردند.
پاتریک او کانل ، بنیانگذار گروه ایدز تجسمی ، هنوز هم روی تک تک لباس های خود یک روبان قرمز دارد؛ و البته خود او هم به ایدز مبتلاست.
او می گوید: من از ایدز نمی میرم، من با ایدز زندگی می کنم. رفقای زیادی داشتم که وقتی بیمار شدند، خیلی جوان بودند. آنها همه در جوانی از دنیا رفتند و من زندگی خود را برای آنها صرف می کنم.
با پاتریک در حالی که روی کاناپه ای در منزلش، واقع در منطقه شمالی شهر نیویورک نشسته است، گفتگو می کنم . چهره او از بیماری تکیده شده ، اما هنوز در وجودش سرزندگی مشهود است.
در کنار او الن فریم، از اعضای گروه 15نفره ایدز تجسمی، نشسته است. او که یک عکاس است در سال 1991مانند دیگر اعضای این گروه یک هدف را دنبال می کرد و آن هم یافتن وسیله ای بود که بتواند مردم را وادار به اندیشیدن درباره ایدز کند.
الن می گوید : چاره دیگری نداشتیم. ما باید از هنرمان استفاده می کردیم. درست مثل این بود که ایدز یک شبه کل جامعه هنری نیویورک را می بلعد. ناگهان چشم باز کردیم و دیدیم خیلی از همکاران و دوستان ما دارند با مرگ دست و پنجه نرم می کنند.
او ادامه می دهد: ابتکار استفاده از روبان موقعی به فکر ما رسید که دیدیم چطور پس از پایان جنگ خلیج فارس آمریکایی ها حتی در شهرهای کوچک آمریکا، برای حمایت از سربازان، از روبان های زرد استفاده کردند. اما سؤال بعدی این بود که چه رنگی برای روبان ایدز مناسب است و بعد با آن چه باید کرد؟
آن زمان بود که بحث میان گروه در گرفت و سرانجام آنها در مورد رنگ قرمز به توافق رسیدند.
الن در این باره می گوید: ما با رنگ های دیگر شروع کردیم. بعد یکی یکی آنها را کنار گذاشتیم و بالاخره رنگ قرمز را انتخاب کردیم چون رنگی است که جلب توجه می کند و همچنین حسی پر شور را القا می کند.

به او یادآوری می کنم که قرمز همچنین رنگ خون است و پاتریک با تأیید حرف من اضافه می کند: و همین طور رنگ عشق .
گروه هنرمندان ایدز تجسمی، ابتدا برسرشکل پایپون به عنوان نماد ایدز اختلاف داشت، اما پس از مدتی طرحی را پذیرفت که حالا در سراسر جهان به عنوان سمبل ایدز شناخته می شود.
آن سال، پاتریک در برادوی، مرکز تئاترآمریکا در نیویورک، آشنایانی داشت و مراسم اهدای جوایز تونی (TONY AWARDS) نیز قرار بود به زودی برگزارشود. گروه، سه هزار روبان قرمزی را که آماده کرده بود به محل برگزاری مراسم تحویل داد. اما اتفاقی که افتاد هرگز برای آنها تصور نبود . هنگام پخش سراسری این مراسم از تلویزیون آمریکا ، جرمی آیرنزJEREMY IRONS هنرپیشه سرشناس بریتانیایی، درحالی که یکی از این روبان ها را برسینه داشت در برابر دوربین ها ظاهر شد.
الن می گوید: ماحیرت کردیم. البته می دانستیم پروژه خوبی داریم اما فکرش را هم نمی کردیم روزی بتوانیم مردم را راضی کنیم روبان ها را به سینه بزنند. در مراسم جوایز تونی همه آن را به سینه داشتند. سر از پا نمی شناختیم . خوابش را هم نمی دیدیم ابتکار ما درچنین ابعاد وسیعی مورد استقبال قرار گرفته باشد.
به این ترتیب بود که روبان قرمز به سرعت به نماد زیبای یک بیماری زشت مبدل شد.
اما گروه ایدز تجسمی نه از روبان قرمز و نه از هیچ روبان دیگری کسب درآمد نکرده است. پاتریک می گوید : نکته مهم در باره این پدیده این است که خود به خود رواج پیدا کرد. ما آن را برای کسب درآمد درست نکردیم و حتی آگاهانه تصمیم گرفتیم به این ایده جنبه تجاری ندهیم.
پاتریک لحظه ای تأمل می کند وادامه می دهد: خیلی عجیب است که حالا سیاستمداران پلیدی را می بینیم که انواع روبان های سرخ و سفید و آبی را به سینه می زنند و جلوی دوربین ها می آیند. هیچ نمی دانم اینها چطور باب شده است.
پانزده هنرمندی که روبان قرمز ایدز را آفریدند پس از آن کار مشترکی انجام نداده اند .
الن می گوید: ما در مقطعی کوتاه از زمان به هم پیوستیم و پروژه روبان، آخرین کار مشترک ما بود. این که فرصتی به دست آمد تا در یک اثر هنری مهم در دوران پست مدرن سهمی داشته باشیم ، عالی بود.
پاتریک هم می گوید: خیلی سخت است که آدم در مورد چیزی که از اندوه سرچشمه گرفته افتخار کسب کند. کاش می شد همه این افتخار را پس می دادم، ولی این چند سال شیوع ایدز را نمی دیدم . سال هایی که آن همه آدم، آدم های با استعداد ، در بهترین سال های جوانی از دست رفتند. حالا فقط یک نفر از دوستان دوران بیست سالگی من باقی مانده است.
منبع: اینترنت